۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۴

روان‌شناسی ترس و بقا در شرایط جنگی

چگونه مغز انسان در مواجهه با تهدیدات وجودی تغییر می‌کند؟
روان‌شناسی ترس و بقا در شرایط جنگی

سرویس کردستان- مغز انسان در شرایط بحرانی همانند جنگ به سمت تفکر بقا می رود و در حالت هشدار دائمی قرار می گیرد؛ معضلی که از نظر روانشناسان پیامدهای ناگوار و خطرآفرینی در طولانی مدت خواهد داشت.

به گزارش خبرنگار کردپرس، بیست و هفت روز از حمله آمریکا- اسرائیل در حالی می گذرد که اضطراب تبدیل به همراه همیشگی مردم در این روزها شده؛ اضطرابی که اخیراً با تهدید جدید رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر حمله به نیروگاه های انرژی شدت گرفته و تبدیل شده به نگرانی جدی. نگرانی ای که با ذخیره کردن آب و خرید شمع و وسایل روشنایی خورشیدی و پر کردن پیک نیک و دیگر وسایل گازی سیار، خود را نشان می دهد.   این واکنش در واقع همان عکس العمل در شرایط بحرانی است که مغز انسان با آن مواجه می شود. واکنشی که پاسخ این سؤال را می دهد که چگونه مغز انسان در مواجهه با تهدیدهای وجودی تغییر می کند؟

در همین زمینه «مجید زارعی» روانشناس اورژانس اجتماعی قروه در مصاحبه با خبرنگار کردپرس این وضعیت را با روانشناسی ترس و بقا در شرایط جنگی بررسی می کند. «ما باید بدانیم جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌ دهد؛ بلکه در سطح روانی نیز بر زندگی میلیون‌ ها انسان تأثیر می‌ گذارد. حتی افرادی که مستقیماً در خط مقدم حضور ندارند، ممکن است تحت فشار دائمی ترس و نااطمینانی زندگی کنند». 

او با اشاره به تهدیدات علیه زیرساخت های حیاتی انرژی، از واکنش روانی جامعه در این زمینه گفت. «در این میان یکی از موقعیت‌هایی که این ترس را تشدید می‌ کند زمانی است که تهدیداتی علیه زیرساخت‌ های حیاتی مانند برق، آب، ارتباطات یا حمل‌ و نقل مطرح می‌ شود. در چنین شرایطی مردم نه تنها نگران امنیت جانی خود هستند، بلکه از احتمال فروپاشی نظم روزمره زندگی و بازگشت به شرایطی با کمبود منابع نیز هراس دارند. این نوع تهدیدها می‌ توانند واکنش‌ های عمیق زیستی و روانی را در مغز انسان فعال کنند که ریشه در ساز و کارهای بقا دارند».

از نظر «زارعی» مغز انسان در مواجهه با خطر ناگهانی یا تهدیدات جدی، به سرعت وارد حالتی می‌ شود که در روانشناسی به آن «پاسخ جنگ یا گریز» می گویند. این واکنش بخشی از یک سیستم دفاعی تکاملی است که به انسان اجازه می‌ دهد در شرایط خطرناک به سرعت برای مقابله یا فرار آماده شود. هنگامی که مغز نشانه‌ های تهدید را دریافت می‌ کند، ساختاری به نام آمیگدال که نقش مهمی در پردازش ترس دارد، فعال می‌ شود. آمیگدال سیگنال‌ هایی به هیپوتالاموس می‌ فرستد و در نتیجه سیستم عصبی سمپاتیک فعال خواهد شد.

به گفته این روانشناس «در پی این فعال‌ سازی، هورمون‌ هایی مانند آدرنالین و کورتیزول در بدن ترشح می‌ شوند. آدرنالین باعث افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون و آماده شدن عضلات برای واکنش سریع شده، همزمان تنفس سریع‌ تر و بدن انرژی بیشتری در اختیار اندام‌ ها قرار می‌ دهد. این تغییرات فیزیولوژیک برای شرایطی طراحی شده‌ اند که فرد باید در مدت کوتاهی تصمیم بگیرد که با خطر مقابله یا از آن فرار کند».

«مجید زارعی» به قرار گرفتن حالت هشدار دائمی مغز در شرایط جنگی اشاره کرد. «در شرایط جنگی، این واکنش زیستی ممکن است به صورت مکرر فعال شود. شنیدن آژیر خطر، صدای بمباران، انتشار اخبار حمله یا تخریب زیرساخت‌ ها می‌ تواند مغز را در حالت هشدار دائمی قرار دهد. به‌ویژه زمانی که تهدیداتی درباره از کار افتادن زیرساخت‌ های حیاتی مطرح می‌ شود، نگرانی مردم تنها به خطر فوری محدود نمی‌ ماند، بلکه به آینده هم گسترش می‌ یابد. تصور کمبود آب، قطع برق طولانی‌ مدت، اختلال در سیستم‌ های ارتباطی یا کاهش دسترسی به مواد غذایی می‌ تواند احساس ناامنی عمیقی ایجاد کند».

او با بیان اینکه در چنین شرایطی مغز انسان به طور طبیعی به سمت «تفکر بقا» حرکت می‌ کند، به بازتاب مغز در این وضعیت پرداخت. «این نوع تفکر بیشتر بر تهدیدات و سناریوهای منفی تمرکز داشته و تلاش دارد منابع محدود را برای آینده حفظ کند. به همین دلیل در برخی مواقع رفتارهایی مانند ذخیره‌ سازی مواد غذایی، صف‌ های طولانی پمپ بنزین، تجمع در فروشگاه‌ ها و خرید بیش از نیاز یا نگرانی مداوم درباره دسترسی به منابع مشاهده می‌ شود. این رفتارها لزوماً نشانه ضعف روانی نیستند، بلکه تا حد زیادی بازتاب ساز و کارهای تکاملی مغز برای حفظ بقا در شرایط ناامن هستند».

پیامد روانی طولانی مدت استرس از دیگر نکاتی است که این کارشناس اورژانش اجتماعی آن را خطرآفرین می داند. «فعال ماندن طولانی‌ مدت سیستم استرس می‌ تواند پیامدهای روانی قابل توجهی داشته باشد. اگر بدن برای مدت طولانی در حالت هشدار باقی بماند، سطح بالای کورتیزول می‌ تواند به خستگی روانی، اضطراب مزمن و مشکلات خواب منجر شود. افراد ممکن است احساس کنند دائماً در انتظار یک اتفاق بد هستند و حتی در زمان‌ های آرام‌ تر نیز نتوانند احساس امنیت واقعی داشته باشند».

پیامد استرس بر تصمیم گیری هم دیگر موردی بود که «مجید زارعی» به آن اشاره داشت. «علاوه بر این، استرس شدید می‌ تواند بر نحوه تصمیم‌ گیری نیز تأثیر بگذارد. در شرایط تهدید، فعالیت آمیگدال افزایش می‌ یابد و در مقابل عملکرد بخش‌ هایی از مغز که مسئول تحلیل منطقی و تصمیم‌ گیری پیچیده هستند، مانند قشر پیش‌ پیشانی، ممکن است کاهش پیدا کند. به همین دلیل در شرایط اضطراب شدید، افراد بیشتر بر واکنش‌ های سریع و غریزی تکیه می‌ کنند و کمتر قادر به ارزیابی دقیق اطلاعات هستند. این مسئله می‌ تواند باعث شود اخبار هیجانی سریع‌ تر در جامعه گسترش پیدا کند».

براساس سخنان این روانشناس «نکته جالب اینجاست که با وجود این فشارها، انسان‌ ها توانایی قابل توجهی برای سازگاری با شرایط دشوار دارند. در بسیاری از جوامعی که تجربه جنگ طولانی داشته‌ اند، مردم به تدریج راه‌ هایی برای مدیریت اضطراب و بازسازی حس کنترل پیدا می‌ کنند. ایجاد شبکه‌ های حمایت اجتماعی، دسترسی به اطلاعات قابل اعتماد و حفظ برخی جنبه‌ های زندگی روزمره می‌ تواند به کاهش احساس بی‌ ثباتی کمک کند».

آن طور که «مجید زارعی» می گوید «وانشناسی ترس در شرایط جنگی نشان می‌ دهد که واکنش‌ های اضطرابی مردم در برابر تهدیدات بزرگ، واکنش‌ هایی عمیقاً انسانی و ریشه‌ دار در زیست‌ شناسی بقا هستند. مغز انسان در برابر خطرات جدی به گونه‌ای تکامل یافته که سریع و حساس واکنش نشان دهد.

درک این ساز و کارها می‌ تواند به ما کمک کند بهتر بفهمیم چرا در شرایط جنگی نگرانی‌ ها و رفتارهای خاصی در میان مردم شکل می‌ گیرد و چگونه می‌ توان با مدیریت بهتر اطلاعات، حمایت اجتماعی و کاهش نااطمینانی، فشار روانی این شرایط را کاهش داد»./

کد مطلب 2794338

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha