چه کسانی می‌خواهند بین ایران و اقلیم بحران‌سازی کنند؟

سرویس عراق و اقلیم کردستان- در میانه یکی از پیچیده‌ترین مقاطع امنیتی خاورمیانه، که در آن سطح تنش‌ها به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته، اغلب بازیگران منطقه‌ای تلاش می‌کنند از گسترش دامنه درگیری‌ها جلوگیری کنند. با این حال، در اقلیم کردستان نشانه‌هایی از تحرکات و روایت‌سازی‌هایی دیده می‌شود که می‌تواند به‌تدریج افکار عمومی را به سمت یک تقابل ناخواسته با همسایگان، به‌ویژه ایران، سوق دهد.

کردپرس

در این میان، برخی رویدادهای امنیتی اخیر—به‌ویژه آنچه منجر به کشته شدن شهروندان غیرنظامی شده—به‌سرعت وارد میدان رقابت روایت‌ها شده است. در حالی که کنسولگری ایران در اربیل با صدور پیام تسلیت، این حوادث را محکوم کرده و با خانواده قربانیان ابراز همدردی کرده است، همزمان تلاش‌هایی نیز برای نسبت دادن این رخدادها به ایران در جریان است؛ بدون آنکه شواهد روشن و قانع‌کننده‌ای به افکار عمومی ارائه شود.
این تناقض، پرسش‌های مهمی را ایجاد می‌کند. کشوری که در یک رویارویی آشکار با قدرت‌هایی مانند ایالات متحده آمریکا و اسرائیل قرار دارد و به‌صورت علنی منافع و مواضع آن‌ها را در منطقه هدف قرار می‌دهد، چه انگیزه‌ای می‌تواند برای هدف قرار دادن غیرنظامیان در اقلیم داشته باشد؟ به‌ویژه آنکه ثبات اقلیم کردستان، در بسیاری از سطوح، با ملاحظات امنیتی ایران نیز همپوشانی دارد و به‌عنوان بخشی از محیط پیرامونی آن تعریف می‌شود، نه یک تهدید مستقیم.
در سوی دیگر، نمی‌توان از نقش برخی جریان‌های داخلی در تشدید این فضا چشم‌پوشی کرد. بهره‌گیری از رسانه‌های همسو برای برجسته‌سازی گزینشی رخدادها و جهت‌دهی به افکار عمومی، بخشی از الگویی است که می‌تواند به تعمیق شکاف‌ها دامن بزند. این در حالی است که تجربه‌های تاریخی، نسبت به پیامدهای چنین رویکردهایی هشدار داده‌اند.
حافظه جمعی کردها هنوز وقایعی مانند رخدادهای ۳۱ اوت ۱۹۹۶ اربیل را از یاد نبرده است؛ زمانی که در پی تصمیمات و ائتلاف‌های بحث‌برانگیز، نیروهای بعثی به اربیل وارد شدند و پیامدهای تلخی برای مردم رقم خورد. در جریان حمله داعش و تنه رها کردن شهروندان کرد ایزدی در شنگال و همچنین از دست دادن کرکوک بر اثر تبعات ناشی از رفراندوم نمونەهایی از عملکرد جریانهای برجسته کردی است. اشاره به این تجارب گذشته نه برای بازتولید اختلافات، بلکه برای یادآوری این واقعیت است که هرگونه پیوند با معادلات بیرونی بدون اجماع داخلی و در نظر گرفتن منافع عمومی، می‌تواند هزینه‌های سنگینی به‌دنبال داشته باشد.
اسرائیل و آمریکا می‌دانند که مردم اقلیم کردستان در این جنگ همدلی و موضعی نزدیک به ایران دارند؛ به همین دلیل می‌خواهند با این اقدامات، این همبستگی را از بین ببرند و بذر دشمنی بکارند، تا اگر در آینده قصد حمله زمینی به ایران را داشتند، مردم اقلیم سکوت کنند و واکنشی نشان ندهند.
از این منظر، این احتمال قابل طرح است که «دست‌هایی» در تلاش باشند تا در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای، تصویر و جایگاه ایران را در افکار عمومی اقلیم تخریب کرده و بستر یک واگرایی تدریجی را فراهم کنند؛
در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد، بازگشت به اصول حرفه‌ای در اطلاع‌رسانی و تحلیل است: اتکا به شواهد، پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، و در نظر گرفتن تمامی ابعاد یک رخداد. اقلیم کردستان بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت سیاسی و رسانه‌ای است تا از تبدیل شدن به میدان رقابت روایت‌ها و منافع دیگران جلوگیری کند.
در نهایت، پاسخ به این پرسش که «چه کسانی از بحران میان ایران و اقلیم سود می‌برند»، نه در سطح شعار، بلکه در دل همین پیچیدگی‌ها نهفته است.

کد مطلب 2794565

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha