خانای قبادی تنها یک شاعر نبود؛ او عالمی فرزانه، فقیهی نواندیش و مترجمی بیهمتا در روزگار خویش بود. تسلط بیچونوچرای او بر آیات قرآن کریم ، کلام، فقه و عرفان، در بطن اشعارش بهوضوح خودنمایی میکند.
او که عاشقانه به زبان مادریاش مهر می ورزید، دست به کاری بزرگ و شجاعانه زد؛ ترجمه قرآن کریم به زبان کُردی...، تا فهم این کتاب آسمانی را برای مردمش عمیقتر کند.
اما افسوس... که کجاندیشان در آن دوران، این اثر ارزشمند را به آتش کشیدند و توفان جهل، ترجمه بینظیرش را خاکستر کرد.
خانای قبادی برای حفظ جان، زادگاهش را ترک گفت و به عمارت «بابان» در سلیمانیه پناه برد؛ سفری ناگزیر که تا پایان عمرش در سال ۱۷۷۲ میلادی، او را در خاک سلیمانیه ماندگار کرد.
هرچند قرآنِ مترجَم او سوخت، اما آتش شعر و اندیشهاش هرگز خاموش نشد. او به زبانهای عربی و ترکی تسلط داشت و بر ادبیات فارسی چیره بود، اما احساس و اندیشهاش را در کالبد گویش «هورامی» دمید.
شاهکار ماندگار او، «شیرین و خسرو» و منظومه ارزشمند «سلطان ابراهیم و نوشآفرین»، گواهی بر این مدعاست. خانا مفاهیم عمیق عشق، عرفان، اخلاق و انسانیت را به زبان مردم خود سرود تا پاسدار هویت و فرهنگ کُردی باشد.
این ادیب کرد سرانجام چشم از جهان فروبست، اما میراث او در رگهای شعر و فرهنگ کُردستان جاری ماند. امروز، پس از گذشت نزدیک به سه قرن، نام او نه تنها به عنوان یک شاعر کلاسیک، بلکه به عنوان نمادی از پایداری فرهنگی و عشق به زبان مادری، در حافظه تاریخ زنده و جاودان است.
سال ۱۷۰۴ میلادی؛ در روستای «باجلان»، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها به یکی از درخشانترین اختران آسمان ادب کُردستان تبدیل شد: «خانای قبادی». او که از نوادگان «قباد بیگ بزرگ»، شاه باجلان بود، دوران کودکی و جوانیاش را در سکوت تاریخ گذراند؛ اما آنچه از تراوشات قلمش به جا مانده، حکایت از نبوغی سرشار و تفکری متجددانه دارد.
کد مطلب 2796237

نظر شما